پنجشنبه ۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

امروز تصمیم گرفتم به انبوه کاغذهای جمع شده روی میز ناهارخوری سروسامان بدم. چشمم افتاد به یک تکه کاغذ، روش نوشته بودم: یاد تو هرجا که هستم با منه، داره عمر منو آتیش میزنه.

نفسم گرفت، دلم هم. نزدیک 11 ساله، باورت میشه؟ دلم تنگته نازنینم، دلم تنگته...

2 Comments:

Blogger Hadi E said...

من اینجا بودم

Fri Jul 10, 03:35:00 AM 2009  
Anonymous naghmeh said...

قابله درکه....

Mon Nov 09, 07:18:00 PM 2009  

ارسال يک نظر

<< Home